|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط غریبه آشنا
|
||
|
|
|
|
|
تو رفتی و من ماندم و یک دنیا دلواپسی من ماندم با قلبی شکسته و اندوه فردا تو از دل من شادی را به اسارت بردی ومن شاهد مرگ لحظه هایم شدم آه...اگر ازدل تو تا دل من راهی بود این دل را به سنگینی نگاه تو میسپردم و خود را در انتظار طلوع چشمانت به فراموشی سر تا پای از تو لبریز میشدم و آسمان را در جشن ستارگان قلبهایمان شریک میکردم ...ای کاش میتوانستم در گوشه ای از آرزوهایت جای بگیرم ای کاش میتوانستم...! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط غریبه آشنا
|
|
||